X
تبلیغات
اسلام - بحث چهاردهم:فواید نماز از دیدگاه پزشکی
وهرآنچه یک مسلمان باید بداند

نماز كنترل كننده سيستم بدن

پژوهش هاي علمي جديد نشان داده، اوقات نماز مسلمين دقيقاً با اوقات فعاليت بدن هماهنگي كامل دارد و گويي تنها عاملي است براي كنترل سيستم تمامي بدن.

در كتاب درمان با نماز دكتر زهير رابح آمده: كرتيزون- هورمون فعاليت در بدن انسان- به وقت نماز صبح شديداً رو به افزايش مي نهد و با افزايش آن درجه فشار خون بالا مي رود. لذا بعد از نماز صبح و بين ساعت شش تا نه، احساس نشاط زيادي به انسان دست مي دهد، از اين روست كه اين اوقات پس از نماز، اوقات كسب رزق و روزي به حساب مي آيند. ترمذي از رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) روايت مي كنند كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرموده: «اللهم بارك بامتي في بكورها» خدايا، بركتت را براي امتم در سحرها قرار بده. گذشته از آن، در اين وقت درصد گاز ازون بيش تر از ديگر وقتهاست و چنانكه مي دانيم اين گاز تأثير كارآمدي بر دستگاه عصبي و فعاليت ذهني و عضله اي انسان دارد. اگر درصد ترشح هورمون كرتيزون به هنگام صبح زياد بود، به هنگام ظهر، ما عكس آن را شاهديم، چون ترشح اين هورمون در اين وقت به پايين ترين حد خود مي رسد و اين زماني است كه انسان با فشار كار، احساس خستگي مي كند و نياز به استراحت دارد، اين احساس تقريباً هفت ساعت بعد از بيداري زود هنگام به وي دست مي دهد يعني درست موقع نماز ظهر و قبل از نماز عصر، فرد مسلمان سعي مي كند براي رفع خستگي و شروع فعاليت دوباره، ساعتي بخوابد، كه در اسلام به اين خواب قيلوله گويند، ابن ماجه از ابن عباس روايت مي كند كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) در اين باره فرمود:

براي روزه گرفتن از طعام سحرگاهي و براي بيدار شدن در شب هنگام از قيلوله مدد جوييد.

و در جاي ديگر نيز فرموده:

قيلوله كنيد كه شيطان قيلوله نمي كند.

علم نيز ثابت كرده است كه بدن انسان به طور كلي در اين وقت به سختي به كار خود ادامه مي دهد، زيرا مقدار ماده شيميايي ذخيره شده بدن افزايش مي يابد و بدن را به خواب وا مي دارد و چنانچه فرد در اين زمان از خواب سرباز زند، در طول روز هماهنگي بين عضله هاي عصبي، دچار نوعي اختلال مي شود و به وقت نماز عصر، بدن بعد از نماز دوباره آن نشاط اوليه خود را به دست مي آورد و نسبت آدرنالين خون بالا مي رود كه در پي آن يك نشاط قابل توجهي در وظايف بدن به ويژه يك نشاط قلبي شكل مي گيرد. لذا در اين جا نماز عصر، نقش سازنده اي در آماده سازي جسم و قلب انسان در جهت استقبال از اين نشاط زود هنگام دارد، نشاطي كه سبب به فعاليت درآوردن قلب هاي ضعيف بيماران قلبي مي گردد.

در اين جا متوجه راز شگفت توصيه مؤكد قرآن بر محافظت نماز عصر مي شويم. آن جا كه خداوند باري تعالي فرمود:

 «حافظو علي الصلوات و الصلوة الوسطي و قوموا لله قانتين»[1]؛

 بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد و خاضعانه براي خدا بپاخيزيد.

اكثر مفسرين معتقدند كه منظور از الصلاة الوسطي همان نماز عصر است. با كشف افزايش ترشح هورمون آدرنالين در اين وقت، سرّ تأكيد خداوند در جهت اداي نماز عصر نيز كشف مي شود. بنابراين، به جاي آوردن اين نماز، به همراه مستحباتي كه در سنت آمده، به تدريج قلب را به نشاط وامي دارد و سبب مي شود كه قلب بعد از حالت ركود شديد، با هماهنگي بالايي به كار خود ادامه دهد و وقتي حواس و ديگر دستگاه هاي بدن غرق در نماز شوند، كار قلب به همراهي هورمون در جهت ايجاد ريتم طبيعي كه با گذر وقت به اوجش مي رسد، آسان مي گردد. و به وقت نماز مغرب ترشح كرتيزون اندك مي گردد و فعاليت و نشاط بدن نيز كم مي گردد، كه اين حالت در موقع گذر از نور به تاريكي پيش مي آيد، يعني كاملاً برعكس حالتي كه در وقت نماز صبح اتفاق مي افتاده، در پي آن ترشح ماده- ملاتونين- كه عاملي براي سستي و خواب است- زياد مي گردد و بدن رو به ضعف مي آورد.

لذا نماز در اين جا به عنوان ايستگاه جابه جايي نقش ايفا مي كند.

نبايد فراموش كنيم كه ترشح منظم ملاتونين ارتباط تنگاتنگي با رشد عقل و جنسي انسان دارد و اين نظم هم با پيروي بدن از برنامه و نظام ثابت زندگي به دست مي آيد، لذا پايبندي به اوقات شرعي نماز دقيق ترين شيوه اي است كه هماهنگي كامل انسان را با فعاليت روزانه اش تضمين مي كند و موجب مي شود تا دستگاه هاي بدن با هماهنگي بيش تري كار كنند.

نماز عاملي براي تقويت استخوان

استخوان، در بدن انسان به طور پيوسته داراي دو مرحله متوالي است، يك مرحله ساخت و سپس مرحله تخريب كه اين روند به طور متوالي در جريان است. اگر انسان در مرحله رشد و جواني باشد، روند ساخت بيش تر است و استخوان طول و قوت بيش تري به خود مي گيرد بعد از مرحله رشد با بالا رفتن عمر نوبت به مرحله تخريب مي رسد، در اين زمان كميت استخوان رو به نقص مي آورد و قابليت بيش تري براي شكستن پيدا مي كند. افزون بر اين، ستون فقرات به علت ضعف مهره ها و نقص طول و استحكام، شكل قوسي به خود مي گيرد. نشاط و استحكام، استخوان ها به شكل كلي به توان فشار و جذبي دارد كه عضله ها و رگ ها در اثناي انقباض و انبساط، آن را به كار مي گيرد، زيرا اين عضله ها و رگ ها به استخوان مرتبط مي باشند. اخيراً ثابت شده كه در داخل استخوان يك جريان الكتريكي دو قطبي متفاوت وجود دارد كه اين جريان در توزيع وظايف بافت استخوان سلول ساخت و سلول تخريبي مؤثر است، كما اين كه تا حد زيادي وجود فعاليت اين سلول ها را مشخص مي كند.

تجربه نيز ثابت كرده كه در حالت استراحت و بي تحركي اين جريان الكتريكي كم مي شود و سبب مي شود كه استخوان، مواد سازنده اش را از دست دهد و در پي آن دچار ضعف شود و حتي در سفر به فضا تجربه ثابت كرده كه در غياب كامل جاذبه زمين، عضله ها ضعيف مي گردند و استخوان ها در نتيجه عدم مقاومت در برابر جاذبه زمين، نامقاوم مي گردند. در اين جا به اين نتيجه مي رسيم كه راحتي كامل ، باعث ضعف استخوان مي گردد، چرا كه عدم تحرك باعث فعال شدن سلول هاي تخريب و ضعيف شدن سلول هاي ساخت مي شود و علاوه بر آن سبب كاهش ماده زمينه اي استخوان مي گردد. در اين جا سؤالي پيش مي آيد كه مگر ممكن است يك مسلمان راحتي و بي تحركي پيوسته داشته باشد و آيا مگر ممكن است كه آن جريان الكتريكي تجديد كننده فعاليت استخوان در بدن وي متوقف  گردد؟

گذشته از آن اين عمل سبب طول عمر مسلمانان نيز مي شود، زيرا وقتي وي نمازش را ترك نكند، نماز عاملي مي شود براي تقويت استخوان وي و موجب سلامت و استواري آن مي گردد.

اين حقيقت مي تواند تفسيري باشد براي جوامعي كه پايبند نماز هستند، به عنوان مثال روستاهاي مصر مي توانند از اين نمونه باشند كه تقريباً در آن جا خميدگي پشت و بيماري هايي كه با افزايش عمر ظاهر مي گردند، از بين رفته است. همچنين مي تواند به طور كل تفسيري باشد براي تندرستي و سلامتي مسلماناني كه پايبند تعاليم ديني خود هستند و تفسيري براي فتوحات اسلامي و قهرماني هاي نادر و چيزي كه سربازان اسلام از آن برخوردار بودند و ديگر نياز به بيان نيست و تنها زماني غيرمسلمان پي به ارزش نماز مي برد كه آن را به جاي آورد و با خشوع و تواضع در برابر خداوند خود بايستد و به وحدانيت وي اعتراف نمايد و به فضل و عظمتش زبان اعتراف بگشايد. در اين حالت به قلب و جسمش نوري سرايت خواهد كرد كه وي را دائماً به راه راست خداوندي هدايت مي كند. (الحمدلله رب العالمين* الرحمن الرحيم* مالك يوم الدين* اياك نعبد و اياك نستعين* اهدنا الصراط المستقيم* صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم والضالين)

نماز شفاي روح و جسم انسان

در اين جا داستان محمد منصور بيروتي را كه مرتبط با نماز است ذكر مي شود.

قبل از جنگ خانمان سوز در يك رستوران غذا خوري بالاي يك تپه سرسبز و مشرف بر دريا كار مي كردم، شرايط كارم حكم مي كرد كه در طول روز بخوابم تا بتوانم شب را تا صبح بيدار بمانم.

مالك رستوران به من علاقه وافري داشت و با گذشت زمان به من اطمينان كامل پيدا كرده بود، وي سر وقت اداره رستوران را به من واگذار مي كرد و خودش به كارهاي ديگرش مي پرداخت كه البته اين نتيجه خوش حسابي خود من بود. من براي اين كه طول شب بيدار بمانم، فنجان چاي و قهوه را از خودم دور نمي كردم.

در يكي از شب ها به طور بي سابقه اي مشتري زيادي نداشتم. كارم را قبل از سحر به پايان رساندم و در رستوران را قفل كردم و به قصد برگشت به خانه، سوار بر ماشين خودم شدم، در راه اندكي ايستادم تا زير نور مهتاب قدري زيبايي دريا را بنگرم، به رقم شدت سرما، فكر و تأملم طول كشيد و چشمانم را ستاره هاي درخشنده پر كردند، همان وقت شهابي ديدم كه آسمان را مي شكافت، ناگاه به ياد حكايت هايي افتادم كه پدرم در مورد آن شهاب ها برايم مي گفت، اين كه خداوند به وسيله آن شيطان هايي كه گوش به اخبار آسمان مي دهند، عذاب مي دهد.

قلبم به تپش افتاد و به ياد پدرم افتادم همان پاك سيرتي كه خوابش سبك بود، همان كه با تواضع و خشوع فراوان نماز به جاي مي آورد و از اين بابت چشمانم پر از اشك شد، آن لحظه قبل از مرگش را به ياد آوردم كه چگونه مرا به نماز وصيت نمود و به من گفت كه اين آخرين وصيت رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) به يارانش بود. همان وقت به جست و جوي مسجدي به راه افتادم، بي آن كه بدانم كه آيا مسلمين نماز صبح را به جاي آوردند يا نه. سرانجام مسجد كوچكي يافتم و شتابان داخل شدم. مردي را يافتم كه به تنهايي در حال نماز خواندن بود، رفتم تا با او نماز بخوانم، يك دفعه به يادم افتاد كه وضو ندارم، به ناچار مي بايست غسل مي كردم چون بار گناهانم بسيار زياد بود و در حكم كسي بودم كه دوباره وارد اسلام مي شد. آب شديداً سرد بود، به هر حال تحمل كردم، بعد از آن احساس كردم دوباره متولد شدم. به شيخ پيوستم و بعد از او نمازم را تمام نمودم. بعد از نماز با هم به گفت و گو نشستيم و به او قول دادم كه به خواست خداوند نماز خواندنم را به همراهي او در مسجد قطع نكنم. مدت زماني از كار و كاسبي خود دور بودم، صبح زود از خواب بيدار مي شدم و به همراهي شيخ مسجد، نماز مي خواندم  تا طلوع خورشيد به تلاوت قرآن مي پرداختم.

وقتي كه صاحب رستوران پيش من آمد، به او گفتم ديگر قادر نيستم در جايي كار كنم كه در آن جا حكم خدا اجرا نمي شود و هزاران گناه ديگر انجام مي شود. صاحب رستوران با شنيدن حرف هاي من، مرا به تمسخر گرفت و گمان مي كرد من ديوانه شدم. خداوند بر من منت نهاد و آرامش روحي شامل حال من گشت و توانستم صحت و تندرستي خود را باز يابم. بعد از آن به دنبال كاري گشتم كه با شرايط جديد من هم خواني داشته باشد و با توفيق پروردگار به تجارت مواد غذايي پرداختم. گذشته از آن خداوند به من همسري كريمه و محجبه اي عطا كرد كه كانون خانواده ام را پر از رحمت و آرامش نمود و اكنون چقدر دوست دارم كه مسلمين ارزش تنظيم زندگي شان را براساس همان چيزي كه خداوند خواسته و اوقات نماز تعيين مي كند، مي دانستند. آري در آن وقت كه من شبحي لرزان بودم و گمان مي كردم كه زنده ام، نماز زندگي دوباره اي به من بخشيد.

نماز مانعي در برابر بيماري واريس

بيماري واريس اختلال رايجي است كه در رگ هاي ساق به وجود مي آيد. در اين حالت رگ هاي دو طرف پاييني ساق، دچار زمختي و كجي و پر از خون هاي منعقد مي گردند. گفتني است كه درصد زيادي از مردم يعني بين ده تا بيست درصد از جمعيت جهان از اين بيماري رنج مي برند. در پژوهش هاي جديد علمي، ارتباط تنگاتنگي در به جاي آوردن نماز و جلوگيري از بيماري واريس به اثبات رسيده است.

دكتر توفيق علوان استاد دانشگاه پزشكي اسكندريه در اين باره مي گويد: با ملاحظه دقيق به حركت هاي نماز، متوجه مي شويم كه به قدر عجيبي بين قيام و ركوع و سجود و نشستن بين دو سجده يك نوع انسجام و هماهنگي وجود دارد و با قياس علمي دقيق فشار واقع شده بر رگ ساق كنار مفصل قوزك پا به اين نتيجه مي توان رسيد كه كاهش فشار وارده بر آن در حين ركوع و حالت سجده جريان خون را به همان سمت و سويي كه جاذبه زمين فعال است هدايت مي كند. خون كه در غير اين حالت به سختي از نوك پا به عضله قلب مي رسيد در اين حالت به آساني از بالا به پايين به جريان مي افتد و اين فرايند تا حد زيادي از فشار رگ پشت پا كه حدوداً از (120-100 سانتي متر) در حال ايستادن است به (33/1 سانتي متر) در حالت سجده مي رسد و به دنبال آن احتمال دچار شدن انسان به بيماري واريس كاهش مي يابد. به ديگر سخن كسي كه به شكل منظم و صحيح نماز مستحب و واجب به جاي مي آورد به ندرت به اين بيماري مبتلا مي شود.

نماز علاجي براي روان انسان

نماز خاشعانه موجب افزايش آرامش روان انسان و از بين بردن نگراني هاي روحي مي شود، كه شايد مهم ترين علت اين باشد كه انسان در برابر قدرت و عظمت خداوند اين هستي احساس ناچيزي مي نمايد و همچنين اين احساس به او دست مي دهد كه تمامي مشكلات در برابر عظمت او ناچيزند در نتيجه مسلمان با به جاي آوردن نماز، تمامي مشكلات و اندوه دروني خود را رها مي كند و كار آن را به خداي رحيم خود مي سپارد، افزون بر آن نماز به خاطر فرايند تغيير حركت مستمري كه در خود دارد موجب از بين رفتن نگراني مي شود كه بي شك اين تغيير حركاتي سبب راحتي فيزيولوژيكي جسم مي شود. رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) نيز به هر مسلماني كه حالت خشم و غضب به وي دست مي دهد به اين امر خطير، امر فرموده، تا احساس آرامش به وي دست دهد.

علاوه بر آن، علم تأثير مستقيم نماز را بر سيستم عصب به اثبات رسانيده، چرا كه نماز از تندي عصبي مي كاهد و به آن حالت تعادلي مي بخشد، كما اين كه يك علاج كارآمدي است براي بي خوابي ناشي از اضطراب عصبي. دكتر توماس هايسلوب در اين باره مي گويد: در طي ساليان تحقيق و پژوهش به اين نتيجه رسيدم كه نماز از مهم ترين عبادت هايي به حساب مي آيد كه آرامش خاطر مي آورد. بنده به عنوان پزشك خاطر نشان مي كنم كه بنا به شناخت انسان، نماز مهم ترين كار است براي آرامش بخشيدن به روان و اعصاب انسان.

دكتر الكسيس كارل- برنده جايزه نوبل پزشكي- درباره نماز مي گويد: نماز سبب نشاط عجيبي در دستگاه هاي بدن و اعضاي آن مي گردد و مي توان آن را عظيم ترين مولد نشاط دانست كه تا به امروز شناخته شده، بنده شاهد بيماراني بودم كه دارو و درمانشان مثمر ثمر نشده بود ولي نماز كارساز واقع شد و به كلي آنان را از بيماري رهانيد. نماز مثل معدن راديوم، منبعي است براي تشعشع و مولد ذاتي نشاط. گذشته از آن شاهد تأثير نماز در مداواي امراض مختلفي مثل التهاب استخوان، زخم هاي چركين، سرطان و غيره بوده ام.

افزون سخن آن كه ترتيل قرآن بر حسب قواعد تجويد در نماز، نقش مهمي در تنظيم تنفس در خلال دم و بازدم دارد و به نوبه خود تا حد زيادي سبب كاهش خطرات احتمالي مي شود، و همچنان كه پژوهش هاي جديد پزشكي ثابت كرده عضله هاي دهان به هنگام ترتيل قرآن از احساس خستگي و فشار مي كاهد و سبب پويش و فعاليت عقل مي گردد.

سجده هم نقش مهمي در از بين بردن نگراني روان يك مسلمان دارد، به گونه اي كه با اين عمل يك آرامش كلي و انبوهي از نور يقين و توحيد وي را دربرمي گيرد. بسياري از مردم در ژاپن به محض اين كه احساس خستگي و اندوه به آنان دست داد، اقدام به انجام سجده مي كنند، بي آنكه بدانند اين عمل ركني از اركان نماز مسلمين است.

نگارش در تاريخ 89/05/25 توسط مسلمان |

اسلایدر